گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

48

كورشنامه ( فارسى )

و به كورش توصيه مىكنم هنگامى كه سربازان ما سلاح خود را در دست گرفتند براى ما سخن بگويد . من بنابر تجربه‌اى كه دارم مىدانم سخنان آن‌كس كه بنا به اراده و ميل خود مىتواند مفيد يا زيان‌آور باشد ، وقتى مؤثر است كه روح شنوندگانى را كه به دو گوش مىدهند تكان دهد . همين اثر در هداياى آنان مشهود است . چه بسا كه هداياى حقير و ناچيزى به مراتب مؤثر و مفيدتر است از آنچه ديگران ، و لو اين‌كه ارزش بيشترى داشته باشد ، تسليم نموده‌اند . حال اگر پارسىها را كورش ترغيب و تحريك كند خيلى بيشتر راضى خواهند شد تا اين‌كه ما وسايل تهييج و تشويق آنان را فراهم سازيم . آنان كه از طرف پادشاه و سركردهء خود به مقام فرمان‌دهى دسته‌ها برگزيده شده‌اند ، خيلى بهتر فداكارى و رشادت به خرج خواهند داد تا اين‌كه ما به آنها ترفيع بدهيم . البته ما نبايد از تهييج و تشويق آنان فروگذار كنيم ، بلكه بايد در هر مورد بكوشيم تا دل اين رادمردان را منقلب كنيم و برماست كه در تهييج آنان بكوشيم تا راسخ‌تر و شجاع‌تر شوند . » سپس كورش فرمان داد تا سلاح‌ها را بر زمين نهادند و تمام سربازان پارسى را مخاطب ساخته گفت : « اى سربازان پارسى ، شما در سرزمينى رشد و پرورش يافته‌ايد كه ما خودمان حيات يافته‌ايم . شما صاحب بدن‌هايى چابك و قوى هستيد و در شجاعت دست كمى از ما نداريد . اما در حال حاضر با ما همسان نيستيد . امروز من ، به يارى خداوند ، آنچه براى شما ضرورى است فراهم خواهم كرد . بر شماست كه با همان سلاحى كه ما در دست داريم خود را مجهز نموده ، در همان مخاطراتى كه ما خود را مواجه مىبينيم مشاركت كنيد تا چنان‌چه در نتيجهء همكارى به درك پيروزى و افتخاراتى نايل آمديم ، همه در آن سهيم و شريك باشيم . تاكنون سلاح ما جز تيروكمان چيز ديگرى نبوده و چنان‌چه مهارت شما كم‌تر از ماست جاى شگفتى نيست ، زيرا كم‌تر از ما تمرين كرده‌ايد . اما وقتى سلاح جديد در دست گرفتيد ، ديگر ما مزيتى بر شما نخواهيم داشت . پس هريك از شما زرهى مطابق سليقهء خويش برداريد ، سپس سپرى در دست چپ و قداره‌اى در دست راست خود بگيريد تا با آن دمار از دشمنان درآوريم . پس اختلاف ما با يك‌ديگر فقط در رشادت و دليرى است و بر شماست كه در اين خصال از ما عقب نمانيد . مگر شوق و ارادهء پيروزى ، كه بهترين خصلت مردان نيك و برگزيده و موجد شرافت و افتخار آدميان است ، در نهاد هريك از ما نيست ؟ مگر ميل به پيروزى ، كه فاتحان را از جمع مزايايى كه مغلوبان داشتند برخوردار و بهره‌مند مىسازد در قلوب ما نقش نبسته است ؟ شما كه سخنان مرا شنيديد و برق سلاح چشمانتان را خيره و قلوبتان را بىتاب كرده برويد هر يك آنچه ضرورى است به دست بگيريد و در صفوف فرمان‌ده خود ثبت‌نام كنيد . تا با ما هم‌پايه باشيد . ولى هركس كه مايل است مثل سابق در سلاح اجيران و بردگان باقى بماند اسلحهء قديمى خود را در دست نگه دارد . »